تبلیغات
ღ♥ღ خـدای مهربونــ ღ♥ღ - داستان پدر و مادر مقدس اردبیلی

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

ღ♥ღ خـدای مهربونــ ღ♥ღ
امــــــروز بــرای ೋღღೋ خـــدای مهربــــون ೋღღೋ چــــــه کــــــرده ای؟؟؟؟

 


داستان پدر و مادر مقدس اردبیلی

*** یک داستان زیبا ***
"آورده اندكه پدر جناب مقدس اردبیلی آمده بود از آب جاری مشك را پر كند، دیدسیبی برآب روان است، گرفت ، همین كه یكی دوتا گاز به سیب زد به خودش اومد به خودش گفت احمد این چه كاری بود كردی این سیب مال كی بود كه تو خوردی ،خلاصه بعد از كلی دعوا كردن با خودش تصمیم گرفت بره وصاحب اون سیب رو پیدا كنه .باخودش گفت این جوی آب حتما از باغ صاحب این سیب رد میشه راه آب رو دنبال میكنه میبینه بععله یه باغ میوه اونجا هست از قضا یكی از نگهبونای باغای دیگه رو اون دوروبرا میبینه میدوه طرفش وآدرس صاحب باغ رو ازش میپرسه كه اونم بهش آدرس میده: میگه "نجف"خیابون فلان كوچه فلان.....
احمد هم یك الاغ كرایه میكنه واز اردبیل عازم نجف میشه وبه هر سختی خودش رو به نجف میرسونه ،  به صاحب باغ گفت: 
سیبی كه بر آب روان بود من خوردم. از من راضی باش.
گفت: ابدا راضی نیستم.
گفت: قیمتش را می دهم.
گفت: راضی نمی شوم.
بالاخره بسیار كه طلب رضایت كرد، صاحب باغ گفت: من به یك شرط از تو راضی می شوم كه دختری دارم كور و كچل و لال و گنگ و مفلوج از پا.اگر حاضری با او ازدواج كنی، من از تو راضی می شوم والا راضی نمی شوم.
پدر مقدس اردبیلی چون دید چاره ا ی ندارد از غایت ایمانش قبول كرد و تن به این ازدواج داد.
صیغه عقد را جاری كردند، سپس با مشاهده كردن دختری بر خلاف گفته های صاحب باغ به نزد آن رفت و گفت: آن دختری كه برای من وصف كردی این نیست.
گفت: این همان است، چون دیدم جدیت داشتی كه رضایت بگیری برای خوردن یك سیب، و من مدتها انتظار داشتم كه این دختر را به مثل شما شخصی شوهر دهم.اما گفتم كور است یعنی هنوز چشمش نامحرم را ندیده، و گفتم كچل است یعنی مویش را نامحرم ندیده، و گفتم لالاست یعنی با مرد بیگانه سخن نگفته، و گفتم مفلوج است از پا یعنی تنها از خانه بیرون نرفته.

حاصل این ازدواج شد عالم بزرگ شیعه علامه مقدس اردبیلی  عالم بزرگ دوره صفوی کسی که بارها امام زمان را ملاقات کرد و در علم و فضیلت شهره عام و خاص شد و هنور نامش برای اهل معرفت جاودان وماندگاراست




نویسنده : بنده کوچولو تاریخ : پنجشنبه 17 مهر 1393 موضوع : تلنگر      نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به ღ♥ღ خـدای مهربونــ ღ♥ღ می باشد.